یا کنج قفس، یا مرگ
این بخت کبوترهاست
دنیا پل باریکی
بین بد و بدتر هاست
ای بر پدرت دنیا
آن باغ جوانم کو
دریاچۀ آرامم
کوه هیجانم کو
در خواب خوشت هر شب
افعی بزرگ آید
یا عشق سفر کردت
با گله گرگ آید
نفرین کدام احساس
خون کرد جهانم را
با جهد چه جادویی
بستند دهانم را
ای آیه تنهایی
ای سوره مایوسم
هر قدر خدا باشی
من دست نمیبوسم
- دوشنبه ۲۳ دی ۰۴