فردای نانوشته
دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۵۸ ب.ظ
در میدانِ خستهی تاریخ
وقتی شعارها
زخمدار و خاموش میشوند
امید
آرام
از لای سنگفرشها
جوانه میزند.
ما فرزندانِ فردای نانوشتهایم
با دستهایی خالی
و رؤیاهایی سرسخت.
قدرت
شاید پشت میزها نشسته باشد
اما آینده
در صدای ما نفس میکشد.
هر شب
اگرچه چراغها را خاموش میکنند
کسی نمیتواند
طلوع را
دستگیر کند.
و روزی
از دل همین سکوتِ سنگین
نام ما
بهجای ترس
با امید
بر زبان شهر خواهد افتاد.
- ۰۴/۱۱/۲۱
عالی :)